يك دردِ ساده
اينجا نوشتن تجسم كامل نمك پاشيدن روي زخمه،به همين سادگي
"او"... آه تنهایی ، پ ن : سیما رفت!
***
....
راه آهن
قطار
ساعت بیست دقیقه مانده به چهاربعد از ظهر
رفت....
...
ای همیشه در کمین "من"
پشت این چشمان زردت
از چه لذت میبری در من؟
نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/13ساعت
16 توسط سيمين| |
![]()
| قالب : پيچك |


