يك دردِ ساده
اينجا نوشتن تجسم كامل نمك پاشيدن روي زخمه،به همين سادگي
*** پ ن : همسرانه:با فرا رسيدن ششم شهريور ماه،عقد عشق من و آقاي .. ؟.. هم يكساله شد
هزار جاده ..هزار خط ممتد سبز هزار رود خروشان مرا به تو پيوست
هزار آيه هشدار آيه عذاب اليم
هزار مرد مسلح مرا زتو نگسست
هزار موج زدرياي مهر من جوشيد
تمام موجها فقط به ساحل تو نشست
هزار قبله شدي سمت سجده ام بر توست
هزار بانگ زدي:من خداي توام بپرست
به جرم عشق تو دنيا به قهر من برخاست
وآسمان زحسادت به روي من در بست
در آن جهان كه در آتش مرا بسوزانند
بپرسم از جهنميان:دلبر من آيا هست؟
هزار خنده زاعماق شعله ها خيزد
كه: هرچه بار گنه داشت ، هديه تو كرد
و
ديگر رفت!... 
![]()
...سلام...
و خداوند مهربان
دستان مرا كه خويش را گم كرده بودم در دستانش گرفت
و من...
به اندازه تمام ابديت احساس "امنيت "كردم.
دستانش بوي گل ياس ، بوي مريم، بوي نوازش مي داد
وآنگاه بود كه خداوند خوب مرا به ميهماني همه ي عشق ها دعوت نمود.
و من...
عاشق شدم...
....

ومن باز هم محتاجم تنها محتاج يك چيز:دعاي خير شما!.![]()
| قالب : پيچك |


