تبليغاتX
يك دردِ ساده


يك دردِ ساده

اينجا نوشتن تجسم كامل نمك پاشيدن روي زخمه،به همين سادگي

***

ما كه:

شيرواني سرخ عشق را كه نساختيم

بادگير احساست نيز قد علم نكرد

لااقل بيا

براي دوپرنده اي كه در روياهايمان جدا افتاده اند

آشيانه اي نقاشي كنيم

قول ميدهم برايشان شعر تازه اي بگويم

قاب گرفته در روياي مشتركمان

و نصب شده بر طرح آشيانه اي كه بايد سهم ما مي شد .

بي انصافي تو بود كه پرنده ها جدا ماندند

بي انصافي تو بود كه نخواستي

براي شب هاي باراني و بي چتر دنبال سقفي باشي

و لجبازي من كه نخواستم هيچ كس جز تو

بناي خانه عشقم باشد

حالا كه دست هايت چتر نمي شوند

حالا كه نگاهت ستاره نمي بارد

حالا كه خانه اي براي ما شدن نداريم

از كاغذ شعرهايم اتاقي مي سازم

تا آوار تنهايي بر سرت نريزد

و آرامش خيالت ،‌خيس اشك هايم نشود
نوشته شده در سه شنبه 1386/10/25ساعت 10 توسط سيمين| |

***

مي دوني دلم چي مي خواد:؟؟؟؟؟؟

...

...

 

اينکه گوشه نيمکت کنار زمين بازي پارک دست به سينه بشينم ..

پاهام رو هم بندازم روي هم و فقط نگاه کنم......

 

تو رو نگاه کنم...

اگه بازي مي کني...

اگه زندگي مي کني...

اگه زندگي نمي کني...

اگه حرف مي زني...

اگه ساکتي...

يا اگه

تو هم دست به سينه رو صندلي روبرو نشستي..

 پاهاتم انداختي رو هم و منو نگاه مي کني ...

 

نوشته شده در دوشنبه 1386/10/10ساعت 18 توسط سيمين| |

***
قورت مي دهم ... همه دلتنگيهايم را .
و تلخ نوشته هايم را سر مي كشم
انكار نمي كنم ، لج كرده ام
كه برايت بنويسم
گريه كنم
عاشقت بمانم
لج كرده ام دوستت داشته باشم
دلم مي خواهد باور كني
دوستت داشتم همين....
آه...
 گاهي آرزو مي كنم
كاش بودي
نه  !
آروز مي كنم كاش
مي دانستي
مخاطب اين همه اشك
اين همه انتظار
اين همه شعرو احساس
تو بودي ...
آري
براي تو مي نويسم كه ديگر نيستي...
....
نوشته شده در دوشنبه 1386/10/03ساعت 13 توسط سيمين| |

قالب : پيچك