يك دردِ ساده
اينجا نوشتن تجسم كامل نمك پاشيدن روي زخمه،به همين سادگي
تمام صداها را دوست دارم... شايد كه صداي تو در ميان آنها گم باشد. *** اي زمين سوخته... تو همان گندمزاري كه من و او چون دو ساقه ي گندم در پناه تو در هم شديم ؟؟؟ سرنوشت ما با هم چه گرهي خورد! كه هر سه سوختيم؟؟؟؟!!!!....
***
دلم پر است...
" ترا " در اين مملو
بگو!
كجا؟
چگونه دهم جا؟؟؟ نوشته شده در شنبه 1386/09/24ساعت
15 توسط سيمين| |
***
نوشته شده در سه شنبه 1386/09/13ساعت
10 توسط سيمين| |
نوشته شده در دوشنبه 1386/09/05ساعت
11 توسط سيمين| |
![]()
| قالب : پيچك |



