يك دردِ ساده
اينجا نوشتن تجسم كامل نمك پاشيدن روي زخمه،به همين سادگي
*** اندوهم را در دستما لی می پیچم، گوشه ی دلم می گذارمش یادگاری از تو.... *** تو سیلی می زنی....من می بوسمت تو سیلی می زنی.....من می بوسمت تو سیلی میزنی من ، می بوسمت هر وقت دستت درد گرفت، بگو دیگر نبوسمت!!!! *** دریا را ببین.... این کاسه صبر من است.... که لبریز شده است.... *** زخم زندگیم تویی...... همه به زخم هایشان دستمال می بندند اما، من به زخمم دل بسته ام... *** وقتی کار از کار گذشته..... دیگر چه فایده ، فا لت در بیاید: یوسف گمگشته......؟؟؟؟ *** شانه هایت رفت... سرم افتاد.... دلم شکست.... *** من درد دارم...... درد دارم.... درد دارم.... من شکوه ها از عشق یک نامرد دارم..... ![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()

![]()
| قالب : پيچك |





آمدم نبودي...
نیا.... نیستم...
....
.....
**
آمدم ... نبودی.
آمدی ... نبودم.
ومسلماً این آخرین دیدار ما بود.....
**
ایستاده ام تا بیایی ،
آه...
چه علفزار زیبایی...